پخش زنده
امروز: -
هشتمین نشست رویداد «جمعههای تئاترشهر» با نمایش فیلم تئاتر «مکبت» به طراحی و کارگردانی فرهاد مهندس پور در تالار مشاهیر این مجموعه برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، پس از نمایش این فیلم تئاتر هم که در حضور قابل توجه مخاطبان و هنرمندانی برگزار شد، عباس غفاری عضو انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر، روزنامهنگار، بازیگر و کارگردان تئاتر که طی اجرای عمومی این اثر نمایشی در گروه بازیگران حضور داشت به ارائه خاطرات و تجربههای خود از همکاری با فرهاد مهندسپور پرداخت.
وی ضمن ارائه توضیحاتی درباره پیشینه تاریخی فعالیت هنرمندان و مدیران عرصه تئاتر از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان دهه هفتاد بیان کرد: یکی از شانسهای بزرگ این نسل، داشتن اساتید برجستهای در دانشگاه بود که از آنان درس گرفتند؛ این اساتید که روزگاری دانشجو بودند، وارد دانشگاهها شدند و شاگردان بسیار خوبی تربیت کردند که بعدها به عنوان هنرمندانی تاثیرگذار نقش مهمی در توسعه و ترویج فعالیت های تئاتری میان مخاطبان هم معرفی شدند.
غفاری گفت: یکی از همین هنرمندان فرهاد مهندسپور بود که همزمان با فعالیتهای مرتبط با کارگردانی و تدریس در حوزههای مدیریتی و اجرایی نیز فعالیت بسیار خوبی داشت و توانست در برههای از تاریخ همراه با تعدادی دیگر از هم نسلانش به یکی از هنرمندان و مدیران موثر در عرصه تئاتر مقاومت که در آن سالها بیشتر به «تئاتر دفاع مقدس» معروف بود، تبدیل شود. شرایطی که موجب تولید آثار نمایشی موفقی در این زمینه شد که همچنان از آنها به عنوان آثار برتر این عرصه یاد میشود.
این منتقد افزود: پس از مدتی فرهاد مهندسپور سراغ نمایشنامه «مکبت» ویلیام شکسپیر که بعدها سر عنوان «مکبث» یا «مکبت» آن هم بحثهای زیادی صورت گرفت، با همراهی نویسندگانی همچون محمد چرمشیر رفت و تمرین نمایش با حدود ۲۲ بازیگر که بنده هم جزوی از آنها بودم آغاز شد.
وی بیان کرد: در سه هفته اول، متن اصلی که باید توسط آقای چرمشیر نوشته میشد، هنوز آماده نبود؛ بنابراین ما از ترجمههای نمایشنامه «مکبت» برای تمرینات استفاده میکردیم و همراه با این روند تمرینات بدن و بیان را هم انجام میدادیم. در این چارچوب فرهاد هر روز کتابی میآورد و چند صفحه از آن را میخواند و بعد از هر کدام از ما میخواست که یک صفحه را بخوانیم.
غفاری اظهار کرد: ابتدا نمیفهمیدیم چرا این کار را میکند اما بعدها فهمیدیم که همه آن کتابها به اجرا مرتبط بود و از نظر ذهنی به ما کمک بسیاری کرد. او ما را مجبور میکرد کتابها را بخریم؛ اگر کتاب پیدا نمیشد، از ما پول میگرفت و تهیه میکرد و میگفت هدیه نمیدهم. بعد باید کتاب را در سه روز میخواندیم و خلاصه میکردیم و نیمساعت اول هر جلسه درباره آن بحث میکردیم.
این بازیگر با اشاره به روند تمرینات در نظر گرفته شده از سوی مهندسپور برای گروه توضیح داد: تمرینات بدنی و بیان بسیار جدی گرفته میشد. افشین خورشید باختری یا گلچهره دامغانی تمرین بدن و بیان را بر عهده داشتند و هوشنگ هیهاوند هم کمک میکرد. ما در سه هفته یا یک ماه اول، فقط متن اصلی را میخواندیم و بحث میکردیم. بسیاری از بازیگرانی که در تمرینات اولیه حضور داشتند، در همان جلسه های ابتدایی با فرهاد اختلاف پیدا کرده، او را متهم به بیسوادی و سپس تمرین را ترک میکردند. آنها میگفتند چرا باید متنی را کار کنیم که ترجمهاش وجود دارد و نیازی به بازخوانی ندارد؟ زیرا در آن زمان همچون این سالها واژه «بازخوانی» رایج نبود و نمایش «مکبت» مهندسپور به نوعی اولین بار این مفهوم را با خود آورد.
غفاری درباره بازیگران نمایش گفت: معتقدم فرهاد از اول میدانست که هر کدام از بازیگران را برای چه نقشی انتخاب کرده و میدانست که داریوش موفق بازیگر نقش «مکبت» است. البته که داریوش بازیگر فوقالعادهای است و عقیده دارم او از بهترین بازیگران تئاتر بعد از انقلاب است که بیتردید میتوانست جایگاهی بسیار ممتازتری در تئاتر داشته باشد. او حتی یک ماه سر تمرین نیامد؛ ما میدانستیم که او ممکن است دیگر نیاید اما فرهاد گفت: «مکبت من داریوش است و تا آخر هم هست.» و واقعاً برگشت و بازی درخشانی ارائه داد.
وی افزود: حتی به خوبی یادم هست در اجرای جشنواره تئاتر فجر، که گروههای خارجی از جمله از برلین آمدند، شیفته بازی داریوش شدند و از او دعوت کردند به خارج برود اما او نپذیرفت البته بازیگران دیگر هم درخشان بودند که هر کدام از پس حضور در این پروژه وارد جریان جدی حرفهای تئاتر شدند که نام و اعتبارشان نشانگر ادعای من هاست.
این منتقد و کارگردان تئاتر اظهار کرد: پس از اجرای نمایش «مکبت»، آثار دیگری از فرهاد مهندسپور از جمله «دیر راهبان» و «روز رستاخیز» در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفتند که آنها هم واقعا درخشان بودند و این نشاندهنده توانمندی یک هنرمند ارزنده تئاتر و البته ریسک مدیری به نام حسین پاکدل در تئاتر شهر بود که فرصت اجرای چنین نمایشهایی را مهیا کرد. مسیری که باعث شد همان بازیگران قهر کردهای که اشاره داشتم از تصمیم خود پشیمان باشند. چندی پیش در بزرگداشت فرهاد مهندسپور که خودم آن را در پردیس سینمایی چهارسو برگزار کردم، گفتم که بسیاری از کارگردانان چه «دانسته» و چه «نادانسته» از اجرای «مکبت» او تأثیرات زیادی گرفتند که اکنون بسیاری از آنها را روی صحنه تئاتر میبینیم.
غفاری گفت: من همیشه به همکاری با فرهاد افتخار میکنم و از او بسیار آموختم؛ او نگاه دیگری به تئاتر به من داد و قاطعانه میگویم جای او الان در کارگردانی تئاتر خالی است؛ البته که میدانم شاید بخشی از دلیلی که باعث میشود او کار نکند چیست؟ چون بسیاری از بازیگران با دستمزدهای فعلی حاضر به همکاری با او نیستند؛ چون متاسفانه بسیاری از هنرمندان نسل جدید او را نمیشناسند. چون شیوه کاری فرهاد مهندسپور در بازار تولید امروز نمیگنجد؛ ما پنج ماه تمرین کردیم حتی یک ماه فقط راه رفتیم و روی چهارپایهها بدون هیچ دکور عظیمی حرکت کردیم،. او به همه میگفت: «تمام اطلاعاتتان را پشت در بگذارید و اگر مرا به عنوان کارگردان قبول دارید بمانید.» ما ماندیم و از او بسیار یاد گرفتیم.
وی افزود: فرهاد مهندسپور، هنرمندی بود که از استادانش رکن الدین خسروی، حمید سمندریان و بسیاری دیگر زیاد آموخت؛ او حتی برای درک متون اصلی نمایشهایی که روی آنها کار میکرد، زبان انگلیسی و آلمانی آموخت و تمام تلاش خود را انجام میداد تا در سفرهای مختلف با حضور در کارگاههای آموزشی همواره بیاموزد. او برخلاف بسیاری از هنرمندان آن دوره که مطالعه نمیکردند، بسیار کتاب میخواند و سینما و تئاتر میدید. این دانش و تجربه باعث شد که تبدیل به یک کارگردان نظریهپرداز شود؛ همانطور که در «گالیله» با طراحی ساده و بازیگرانی با لباسهای مشکی، اجرایی درخشان ارائه داد.