پخش زنده
امروز: -
استادیار دانشکده هنرهای صناعی دانشگاه شیراز درباره کاربرد رنگزاهای طبیعی در مرمت و حفاظت آثار باستانی، پژوهشی انجام داده که در این مطالعه تلاش شده تصویری روشن از ظرفیت انواع رنگزاهای طبیعی در بازسازی و تثبیت بخشهای رنگی آثار تاریخی ارائه شود.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، در این پژوهش که سعیده رفیعی، استادیار دانشکده هنرهای صناعی و عضو گروه فرش دانشگاه هنر شیراز، به همراه یک همکار دانشگاهی انجام دادهاند به جای اجرای یک آزمایش محدود، مجموعهای از منابع، یافتهها و تجربههای علمی موجود در این حوزه را بررسی و تحلیل کردهاند.
این نوع مطالعه کمک میکند تصویر جامعتری از وضعیت دانش موجود به دست آید و روندهای مهم، مزایا، محدودیتها و مسیرهای آینده بهتر دیده شود. در این بررسی، رنگزاهای طبیعی مختلف و کاربرد آنها در مرمت آثار گوناگون، از جمله آثار دیواری، چوبی، سنگی، سفالی و منسوجات، مورد توجه قرار گرفتند.
نتایج این بررسی نشان میدهند که رنگزاهای طبیعی، در صورت استفاده درست، میتوانند گزینهای مناسب برای مرمت آثار تاریخی باشند. به گفته پژوهشگران، این مواد از نظر شیمیایی و فیزیکی با ساختار بسیاری از آثار هماهنگی دارند و به همین دلیل میتوانند به بازسازی ظاهر اثر و حفظ ارزشهای بصری و تاریخی آن کمک کنند. در این میان، رنگزاهایی مانند روناس، نیل، زعفران و اخرا به عنوان نمونههای مهم معرفی شدهاند؛ موادی که از منابع گیاهی، جانوری یا معدنی به دست میآیند و در تثبیت یا بازسازی بخشهای رنگی آثار مختلف نقش داشتهاند.
یافتههای پژوهش که در «فصلنامه مطالعات در دنیای رنگ» وابسته به پژوهشگاه رنگ و انجمن علمی رنگ ایران منتشر شدهاند، همچنین نشان میدهند که استفاده از این رنگزاها فقط به بازگرداندن رنگ محدود نمیشود، بلکه میتواند پایداری مناسب و حتی بازگشتپذیری مطلوبی در فرایند مرمت ایجاد کند. بازگشتپذیری در مرمت به این معناست که اگر در آینده لازم باشد، بتوان مواد افزودهشده را بدون آسیب جدی به اثر اصلی جدا یا اصلاح کرد. در کنار این مزایا، پژوهشگران به برخی چالشها نیز اشاره کردهاند؛ از جمله محدود بودن دسترسی به رنگزاهای طبیعی باکیفیت، کاهش دانش فنی سنتی و نیاز به فناوریهای دقیقتر برای شناسایی و تثبیت درست این مواد. به همین دلیل، این حوزه نیازمند توجه علمی و عملی بیشتر است.
بر اساس اطلاعات تکمیلی ارائهشده در این پژوهش، اهمیت رنگزاهای طبیعی فقط در طبیعی بودن آنها خلاصه نمیشود. این مواد به دلیل همخوانی ساختاری با اجزای آثار تاریخی، از جمله الیاف سلولزی در پارچهها، ترکیبات معدنی در سفالینهها و حتی برخی سطوح فلزی و چوبی، میتوانند عملکرد حفاظتی نیز داشته باشند. به زبان ساده، این رنگزاها در برخی موارد بهتر با بستر اصلی اثر کنار میآیند و به همین دلیل، هم به تثبیت رنگ کمک میکنند و هم مقاومت آن را در برابر عوامل آسیبزا افزایش میدهند. در این پژوهش به نمونههایی مانند کاربرد روناس در مرمت نقاشیهای دیواری، نیل در بازسازی منسوجات ابریشمی تاریخی و پوست گردو در حفاظت آثار چوبی اشاره شده است.
نکته مهم دیگر آن است که آینده این حوزه، تنها در بازگشت به روشهای قدیمی خلاصه نمیشود، بلکه در پیوند میان دانش سنتی و فناوریهای نوین شکل میگیرد. بر اساس این مطالعه، استفاده از صمغهای طبیعی برای تثبیت رنگ، بهکارگیری دندانههای طبیعی مانند زاج آلومینیوم و تاننها، و همچنین فناوریهایی مانند نانومواد و لایهگذاری تدریجی، میتواند دوام و هماهنگی پوششهای مرمتی را افزایش دهد.
به گفته مجریان این تحقیق، برخی روشهای نوین، از جمله بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی برای پیشبینی خواص رنگزاها و سامانههای میکروانکپسولهسازی برای کنترل بهتر رهایش مواد، توانستهاند دقت و ماندگاری مرمت را به شکل چشمگیری بالا ببرند. این موضوع نشان میدهد که مرمت آثار تاریخی میتواند همزمان از تجربه گذشتگان و توان علمی امروز بهره ببرد.